مركز تحقيق مدرسة ولي العصر ( عج )
1503
غنا ، موسيقى ( عربي - فارسي )
مرحوم در حكم كلّى شرعي بود ، مثل مسأله منجزات مريض وقراءت خلف الامام الحقّ ، جاى توقف بود ولكن شبهه مصداقى است وگمان مى كنم آن مرحوم در تمام عمر آن را نديده باشند واگر هم ديده باشند ، مثل حقير دقت نفرموده باشند . وحقير صندوق را باز نموده واجزاء آن را به دقت بازرسى نموده وسرّ آن را دانسته ، ومِن بعد حازم به جواز استماع غير لهو شدم ويقين دارم اگر آن مرحوم نوشته حقير را ديده بودند مثل من جازم به جواز مى شدند وفي الحقيقة ايشان موافق تقديرى با حقيرند . واگر كسى از عدول وثقات از ايشان استفتاء مى كرد كه صندوقى را ابتياع نموده أم براي اينكه وصاياي خود را در آن محفوظ دارم ونصايح خود را در آن حبس نموده أم كه بعد از من أولاد من صداى مرا بشنوند ومتذكّر من شوند ودر آن ابداً صفحه لهو نگذاشته أم آيا آن مرحوم حكم به حرمت ووجوب كسر مى فرمودند بجهت اين كه افرادى از اين صندوق در قهوه خانه با صفحه لهو موجود است ؟ حال اين آلت شباهت دارد به جعبه ها كه در آن اجزاء قرآن را مى گذارند واگر بعضي در آن اجزاء « بيان » باب ( 1 ) را بگذارند آيا سرايت مى كند به اينكه در آن اجزاء قرآن است ؟ ! عموم عقلاء صورت فتوگرافى ( عكس ) آباء واخوان خود را برداشته وبراي تذكر محفوظ مى دارند وكذلك براي تبرّك ، صور علما را ؛ وحال اينكه أصل عكس به قول مطلق محل اشكال است . ( 2 )
--> ( 1 ) . يعنى كتاب « بيان » از سيّد على محمد باب ( رئيس فرقه ضالّه مضلّه بابيه ) كه از كتب ضالّه است . ( 2 ) . گويا مقصودشان اين است . برخى از فقها علاوة بر اينكه نقاشى صورت انسان را مثلاً حرام مى دانسته اند عكس گرفتن را هم بي اشكال نمى دانستند .